20 ژانويه 2009 - اول بهمن


بيانيه ی دست اندرکاران مطبوعات لغو امتياز و توقيف شده در کردستان

توقيف ، لغو پروانه ، تهديد مديران مسئول رسانه ها به منظور برکناری سردبيران ، خبرنگاران و هيات های تحريريه ، انتصاب های مبتنی بر ضرورت تاييد صلاحيت از سوی نهادها ی امنيتی و انتظامی ، ممنوع القلم نمودن نويسندگان و روزنامه نگاران دگرانديش، نظارت بر محتوای روزنامه ها و هفته نامه ها پيش از چاپ در چاپخانه ها، تغيير محتوای روزنامه ها و هفته نامه های مستقل و خوش نام پس از تغيير در چيدمان اعضای تحريريه و سرانجام بازداشت و محاکمه و محکوميت روزنامه نگاران به بهانه های واهی و اتهامات بی پايه و اساسی نظير تجزيه طلبی، تفرقه افکنی و دور کردن مردم از واقعيت ها به منظور جلوگيری از حضور هیأت منصفه ، محکوميت های طولانی مدت، تبعيد و اخيراً تهديد به مرگ روزنامه نگاران و خانواده های ايشان، اين تعبير را بيش از پيش به ذهن متبادر می سازد که اگرچه روزنامه نگاری در ايران راه رفتن روی ميدان مين است اما شايد روزنامه نگاری در کردستان، پاگذاشتن بر خود مين باشد .


مطبوعات با داشتن اهميت ذاتی که مهمترين نتيجه ی آن تامين فرصت برخورداری انسان ها در ايفا نمودن اهميت مستقيم خود در آزادی موثر است، دارای کارکردهای های دانشی، ارزشی، فرهنگی، اجتماعی، سياسی و اقتصادی نيز هستند که علاوه بر تأمين تقاضاهای آگاهانه ی جمعی، در فرايند آموزش و پرورش، توسعه، ايجاد ارتباطات افقی ميان مردم و روابط عمودی در تعامل با نظام های حاکم و گسترش افق ديد يک جامعه در توانمندسازی بهينه، نقش موثر سازماندهی خود را ايفا می نمايند. برهمين اساس، حتی نظام های خودکامه نيز از محوريت آنها آگاه و با اعتقاد ابزاری و ضمنی به حضور مطبوعات در عين هراس از "دگر انديشی" ،به وجود " مطبوعات وابسته به دولت "، -" ظاهراً مستقل اما وابسته " و نهايتاً " ارگان حکومتی"-گردن نهاده اند. هر نظام حکومتی در تلاش است وجهه ی خود را به صورتی که در قالب يک يا چند روزنامه و رسانه در غيرمردمی ترين حالت اما شبيه تکثر مطبوعاتی در نظام های توسعه يافته ی سياسی به ساخت عملی در آورد و از اين طريق به اعمال خود مشروعيت بخشد .

در سال های اخير ، مطبوعات و روزنامه های انتشاريافته در کردستان، در عين مواجهه با محدوديتهای اقتصادی، امنيتی، نظامی و انتظامی، توانسته اند تا حدود زيادی نقش کارکردی خود را در جهت توانمندسازی انديشه انجام و در مخاطب قرار دادن سيستم حکومتی در منطقه برای پذيرش برخوردی عادلانه تر تلاش کنند. اما متاسفانه، بازوان اجرايی و قضايی نظام حاکم در کردستان ، اکنون خود را در مرحله ای از تاريخ می بينند که هيچ رسانه ای را برنمی تابند و در مسيری قرار گرفته اند که با توقيف هر روزه ی مطبوعات کردی ، مسدود نمودن وبلاگ ها، سايت ها و هر آنچه نمود اطلاع رسانی صحيح و مبتنی بر حقايق است، جامعه را به سوی انسداد کامل هدايت می کنند .

توقيف ، لغو پروانه ، تهديد مديران مسئول رسانه ها به منظور برکناری سردبيران ، خبرنگاران و هيات های تحريريه ، انتصاب های مبتنی بر ضرورت تاييد صلاحيت از سوی نهادها ی امنيتی و انتظامی ، ممنوع القلم نمودن نويسندگان و روزنامه نگاران دگرانديش، نظارت بر محتوای روزنامه ها و هفته نامه ها پيش از چاپ در چاپخانه ها، تغيير محتوای روزنامه ها و هفته نامه های مستقل و خوش نام پس از تغيير در چيدمان اعضای تحريريه و سرانجام بازداشت و محاکمه و محکوميت روزنامه نگاران به بهانه های واهی و اتهامات بی پايه و اساسی نظير تجزيه طلبی، تفرقه افکنی و دور کردن مردم از واقعيت ها به منظور جلوگيری از حضور هیأت منصفه ، محکوميت های طولانی مدت، تبعيد و اخيراً تهديد به مرگ روزنامه نگاران و خانواده های ايشان، اين تعبير را بيش از پيش به ذهن متبادر می سازد که اگرچه روزنامه نگاری در ايران راه رفتن روی ميدان مين است اما شايد روزنامه نگاری در کردستان، پاگذاشتن بر خود مين باشد .

سيستم اکنون مشکلات ناشی از اداره و کنترل استان های کردنشين و به عبارتی ناکارايی خود را به گردن مطبوعات انداخته و با توقيف و لغو پروانه ی هفته نامه های " پيام مردم " ، " پيام کردستان "، "ئاسو " ، " روژهه لات "، " کرفتو " ، "هاوار "، " ندای دانشجو " و تهديد مطبوعاتی چون " راسان " و " ژيوار " به برکناری سردبير و هيات تحريريه و وادار نمودن ايشان به استعفا و تغيير در ماهيت و محتوای برخی نشريات پس از رفع توقيف به سبک و سياق امنيتی و انتظامی، اکنون کردستان را به سوی مسيری پيش بينی نشده اما خطرناک هدايت می کند و شايد آنچه که می توانست منبعی برای بهره گيری از فرصت ها باشد اکنون با عارضه ای بسيار خطرناک به نام " تهديد " مواجه شده است . متاسفانه اکنون " منافع ملی "، " مصالح ملی " و واژگانی از اين دست ، يعنی منافع و مصالح گروهی کوچک که در رأس ساختار قدرت قرار دارند و آموزه ها و آزموده های ما در ساليان اخير نشان می دهند که بنيان ها و مجراهای عملی آنان ، شکلی کاملاً ستمگرانه و به دور از عدالت و انصاف به خود گرفته اند .

آنچه امروز، قدرت حاکم نشان می دهد بيانگر يک تغيير اساسی در دور شدن از آرمان های اوليه، انحصارگرايی و دخالت در تمامی حوزه ها و نزديک شدن به بيماری مهلک خودکامگی و استبداد است. اکنون قوه ی مجريه بدون توجه به امر داوری و قضا و تصميمات آن – ديگر مفهوم حقوق بشر و مردم سالاری به کنار – خود رسماً اقدام به غربالگری " خود منفعت طلب " از " ديگری حقيقت نگر " نموده و با کوتاه کردن مسير توقيف و لغو پروانه از مجاری قضايی دست به اقدام می زند .

تلاش مطبوعات " حقيقت جو " و روزنامه نگاران " آزاد " در سال های اخير در کشور به طور عام و کردستان به ويژه، برای حفظ " نظم واقعی" برخاسته از آگاهی جامعه و پرهيز از " انتظام " دست ساخته و پرهزينه دستگاه های گوناگون امنيتی ، نظامی و انتظامی بوده است و به همين خاطر، با پرهيز از " حداقل گرايی" ،" حداقل انديشی" ، " ناحق نگری " و "چشم پوشی از واقعيات"در غياب ساير نهادها ی جامعه مدنی بيشترين هزينه ها را به خاطر تصميم سازی ها و تصميم گيری های "حق انديش"، "عدالت جو" و "واقعيت نگر" خود پرداخته است . واقعيت اين است که اشکال مختلف کنترل و اعمال قدرت بر ارکان دمکراسی ، تعريف نقش مردم به عنوان نظاره گر و بعضاً سياهی لشکر ، همچنين محروم نمودن ايشان از دستيابی به اطلاعات و اخبار صحيح و مطبوعات و رسانه های مستقل، نه تنها "واحدهای دمکراتيک تکثرگرا" را به بيرون از صحنه نخواهد راند بلکه به تعريف "مفاهيمی عمومی از انديشه ی سياسی" و به تبع آن ، "ايده های فناناپذير" خواهد انجاميد که ديگر نه تنها هيچ تعاملی با اهداف تعيين شده توسط "منشور حکومتی" نخواهند داشت بلکه قيود وسيع به وجود آمده را دستمايه ی شناخت و شناساندن هرچه بيشتر ماهيت مردم سالاری و زندگی مردم سالارانه درچارچوب ارکان دمکراسی و به ويژه رکن چهارم آن – مطبوعات – قرار خواهند داد . روزنامه نگاران در " مبارزه برای مردم سالاری "، به عنوان سربازان دمکراسی در عرصه ی قلم ، همواره نشان داده اند که با درک بهتر از آينده، اجازه نخواهند داد ساختارهای قدرت، اينگونه "فراقانون نگر" و "لجام گسيخته از قانون"، به کار خود ادامه دهند و با گوشزد نمودن تبعات دهشتناک مسدود نگاه داشتن جريان آزاد اطلاعات، دمکراسی را لازمه ی حکومت مردم سالار پايا ، ضامن حقوق انسانی و تضمين کننده اراده ی مردمی می دانند . امروزه "جاذبه ی اخلاقی" حکومت های مردم سالار، تقريبا در همه جا پذيرفته شده است و فراتر از آن ، اراده به آزادی " و "اراده به دانستن"، عين فضيلت و انسانيت تلقی می گردد . باور ما آن است که دمکراسی به عنوان يک واژه ی فرآيندی، "جريان تبديل کيفی انسان و دستيابی به انسانيت مقتدرانه" است و هيچکس با هيچ ابزاری نخواهد توانست مانع اين "تکامل کيفی" شود. "آگاهی های عميقاً انسانی شده"، توقيف ، لغو پروانه ، تغيير در ساختار نرم افزاری مطبوعات با هدف تحريف و تغيير محتوا و بازداشت و محاکمه و محکوميت روزنامه نگاران و ياران قلم را برنخواهد تافت و مقاومت روزنامه نگاران کرد تا در هم شکستن منافع خودخواهانه ی گروهی انحصارطلب برای دستيابی به مردم سالاری پايا ، سرآغاز مبارزه ی نوين ما در کنار قلم هايمان برای دستيابی به واژه مقدس " آزادی " خواهد بود .

اسامی امضاکنندگان به ترتيب حروف الفبا:

۱. آزاديخواه،جليل (سردبير هفته نامه ی ئاسو)

۲. ابريشمی، عبداله (نويسنده و پژوهشگر)

۳. احمد زاده، اميد (خبرنگار هفته نامه ی ئاسو, شورای تحريريه ی هفته نامه ديدگاه)

۴. اسدی، محمدتوفيق (نويسنده, پژوهشگر و روزنامه نگار)

۵. اسکندری، محمدرضا (نويسنده, پژوهشگر و روزنامه نگار)

۶. بيگی زاده، اميد (دبير سرويس خبر هفته نامه پيام مردم)

۷. توفيقی، محمدعلی (سردبير دوهفته نامه های هاوار و روژهه لات در دور دوم)

۸. توکلی، خالد (نويسنده و پژوهشگر)

۹. تيفوری، منصور (هيات تحريريه ی روزنامه ی آشتی و هيات تحريريه ی فصلنامه ی ژيوار)

۱۰. جلالی زاده، جلال (مدير مسئول سابق هفته نامه سيروان و عضو شورای سياست گذاری دو هفته نامه روژهه لات در دور دوم)

۱۱. چارداولی، حامد (مدير مسوول ماهنامه ی ندای دانشجو)

۱۲. حاجی زاده، جلال (دبير سرويس سياسی و عضو هيئت تحريريه ماهنامه راسان)

۱۳. حسن پور،عدنان (شورای تحريريه ی هفته نامه ئاسو)

۱۴. حسينی،عدنان (شورای تحريريه ی هفته نامه ئاسو)

۱۵. حسينی،ناهيد (شورای تحريريه ی هفته نامه ئاسو)

۱۶. خديو، صلاح الدين (شورای تحريريه هفته نامه ی پيام کردستان و شورای سياست گذاری دو هفته نامه روژهه لات در دوره دوم)

۱۷. خرمی، طاهره (نويسنده, پژوهشگر و روزنامه نگار)

۱۸. خوشحالی، بهزاد (هيات تحريريه ی هفته نامه ئاسو، شورای سردبيری ماهنامه ی ندای دانشجو و سردبير فصلنامه ژيوار)

۱۹. رسولپور، سامان (نويسنده, پژوهشگر و روزنامه نگار)

۲۰. زارعی، مختار (نويسنده, پژوهشگر و روزنامه نگار)

۲۱. ساعدی، سعيد (هيات تحريريه ی ئاسو، هيات تحريريه ی ديدگاه و شورای سردبيری ندای دانشجو )

۲۲. سلامی، اسعد (نويسنده، پژوهشگر و روزنامه نگار)

۲۳. سليمانی، سامان (سردبير دوهفته نامه روژهه لات در دور اول)

۲۴. سوران، حسينی (مدير مسوول نشريه ی دانشجويی هاوری و خبرنگار هفته نامه ی کرفتو)

۲۵. شيخی، شهاب الدين (دبيرسابق بخش فارسی روزنامه‌ی آشتی و دبير سرويس اجتماعی ماهنامه گفتمان نو)

۲۶. صالح، ئاسو (هيئت تحريريه هفته نامه ديدگاه)

۲۷. طلوعی،رويا (شورای تحريريه هفته نامه ی ئاسو و سردبير هفته نامه راسان)

۲۸. عبدالرحيم زاده، رحيم (دبير بخش کردی دوهفته نامه های هاوار و روژهه لات در دور دوم)

۲۹. قربانی فر، يونس (عضو هيئت تحريريه ماهنامه راسان)

۳۰. قوامی، اجلال (دبير گروه سياسی هفته نامه پيام مردم)

۳۱. کبودوند،محمد صديق (صاحب امتياز و مدير مسوول هفته نامه پيام مردم)

۳۲. کرد نسب، ئاکو (خبرنگار هفته نامه ئاسو، مسوول بخش خبر هفته نامه کرفتو و مدير داخلی فصلنامه ژيوار)

۳۳. کردپور،خسرو (مديرآژانس خبری موکريان و همکار هفته نامه های کرفتو،پيام مردم و راسان)

۳۴. کردستانی، بهزاد (نويسنده و روزنامه نگار)

۳۵. محمود، سعيدزاده (نويسنده، پژوهشگر و روزنامه نگار)

۳۶. مدنی، امين (مدير اجرايی هفته نامه کرفتو و مدير فنی فصلنامه ی ژيوار)

۳۷. مدنی، ليلا (مدير مسوول هفته نامه کرفتو و مدير اجرايی فصلنامه ی ژيوار)

۳۸. مولودی، عبدالعزيز (نويسنده، پژوهشگر و روزنامه نگار)

۳۹. نوری، فريدون (نويسنده و پژوهشگر)

۴۰. ولدبيگی، بهرام (سردبير سابق روزنامه آشتی)




fontsizeup fontsizedown impression




گزارشگران بدون مرز انجمن بين المللي دفاع از آزادی مطبوعات و از روزنامه نگاران زنداني بر مبنای اصل ١٩ اعلاميه جهانی حقوق بشر است

تماس با گزارشگران بدون مرز